تبلیغات
من و زندگی - پیام

پیام

دوشنبه 29 آبان 1391 02:52 بعد از ظهرنویسنده : ع نقطه ف

 

گویند هر چه را که گَرد زمان بر آن نشیند به خاطره می پیوندد،

گفتند که  هر چه به ابر های خاطره پیوست اندک اندک فراموش گشت،

 و چون چیزی به نسیم فراموشی سپرده شد دیگر کسی نخواهد بود که بر آن بگرید یا بخندد، اندوهگین شود یا خوشحال و کسی هم نخواهد بود که درس بگیرد یا عبرت.

درست، درست و درست اما در مورد عاشورا غلط. هر چه بگذرد و هر چه گَرد و غبار زمانه و ابر های خاطره و نسیم فراموشی و طوفان انحراف و تحریف هم که بیاید، اما واقعه ی نینوا تازه تازه و جذاب تر از هر لحظه و زمانی باقی می ماند. علتش را می خواهی؟؟؟ چه دانم؟؟؟ چه بگویم...؟؟؟

شاید به خاطر آب جفا کار فرات باشد، شاید به خاطر گرما، شاید به خاطر مظلومیت و شاید هم به خاطر 36 ضرب در 2 در مقابل بی نهایت ضرب در بی نهایت؟؟؟

شاید به خاطر دست های بریده از آب؟ شاید به خاطر گلوی شکافته باشد؟

یا شاید به علت تن پاره پاره، امکان دارد به علت شبه پیمبر باشد؟

شاید به خاطر سربریده یا شاید...

شاید...

شاید به خاطر ناله های از دل برخواسته خواهرش باشد...

نه ناله از درد، نه ناله از سختی، نه از سر شکایت و نه از خستگی، تنها و تنها ناله از روی زمین ماندن قرآن ناطق و زیر سم ها بودن باطن قرآن...

عاشورا تصور کردنی نیست. فکر کردنی و نوشتنی و مجسم کردنی هم نیست. عاشورا ماوراء تصور عقل و ذهن و فطرت ماست. عاشورا فقط و فقط حس کردنیست. عاشورا داستان سرتاسر زیباییست.

چرا گفتم داستان؟؟؟ ما آدم ها زیبایی را دیگر تنها در داستان ها می بینیم. گویی فقط افسانه ها زیبا اند و دلنشین. اما عاشورا حقیقت همیشه جاوید است. حقیقتی همه چیز در آن یافت می شود، عشق، وحدت، فداکاری، شهادت، تشنگی و هزاران هزار صفت دیگر که همه جا دیده و شنیده و گفته ایم اما اصل موضوع را به وزش تاریخ سپردیم و تاریخ هم آن را بی هیچ تذکر و هشداری با خود بٌرد ، مهم ترین درس ظهر کربلا، اصلی ترین پیام دشت نینوا و زیبا ترین پند روز عاشورا:

"همانا من برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم..."


 
جمعه 29 دی 1391 11:47 بعد از ظهر
به مرد موزی: بنده اطمینان دارم که این مطلب رو خود ایشون نوشته
ع نقطه ف
سلام؛
ننوشتم. تایپ کردم!
جمعه 29 دی 1391 11:47 بعد از ظهر
به مرد موزی: بنده اطمینان دارم که این مطلب رو خود ایشون نوشته
جمعه 29 دی 1391 11:47 بعد از ظهر
به مرد موزی: بنده اطمینان دارم که این مطلب رو خود ایشون نوشته
دوشنبه 23 مرداد 1391 04:20 قبل از ظهر
ببخشید مطلب های پایین
دوشنبه 23 مرداد 1391 04:17 قبل از ظهر
خیلی وبلاگ خوب و به روزیه.ولی مطالب های پایین قدیمی بود .یعنی مال سال پیش بود اگه تغییر بدین بهتره.ممنونم
ع نقطه ف
خواهش می کنم. خونه خودتونه (!)
درست می گین ولی این کارا حوصله می خواد و وقت که ما معاف از آنیم!
دوشنبه 1 اسفند 1390 06:44 بعد از ظهر
کلک این مطلب رو از کجا بلند کرده بودی؟؟؟؟؟!!!چرا اسمه طرف رو ننوشتی؟؟؟؟؟یعنی میخوای بگی خودت نوشتی؟؟؟؟جاااااااااااااااااااااااااان من تو بمیری خودت این مطلب رو نوشتی؟؟؟؟؟؟؟
ع نقطه ف
سلام؛
یعنی به نظرت یک مطلب ارزشش رو داره به خاطرش دروغ بگم. آره خودم نوشتم. قشنگ بود؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر