تبلیغات
من و زندگی - باد شرطه

باد شرطه

یکشنبه 26 خرداد 1392 06:37 بعد از ظهرنویسنده : ع نقطه ف

 
سلام؛
نقشه کجاست؟ راه چیست؟
آغازش چگونه است؟
و چاله ها کجایند؟
سوال ها می روند و 
فقط می روند.
بی هیچ عزم، و حرکت
و البته آغازی.
گویا فقط بدان امیدم که بادی برخیزد و کشتی را ببرد...
که حافظ می گفت:

کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که بازبینیم دیدار آشنا را

تفاوت نامه:
و خوشا به حال آن "عند ربهم یرزقون" ها که گویا زمزمشان این بوده است و مثل من محتاج نبودند:

به اختیار نباشد نفس، نمی خواهم

نکرده فریاد، فریادرس نمی خواهم


بهشت اگر به شفاعت رسد، نخواهم رفت

به زور گریه و طاعت رسد، نخواهم رفت


بدون کشته شدن سرنوشت بیهوده ست

شهید اگر نتوان شد بهشت بیهوده ست

--- می بینید، نه بادی و نه شرطه ای و نه کشتی شکستی ای و ...


برچسب ها: مثنوی گناه ،

 
پنجشنبه 30 خرداد 1392 01:38 قبل از ظهر
سلام
چه خوب است این حسی که من حالا دارم پس از کلی مشغله و دغدغه پایت را روی پایت می اندازی و وبلاگ یکی از دوستان خوبت رو چک میکنی و نظر می گذاری. عجب حس زیبایی.
من خوندم پستت رو ولی نمی دونم چرا نمی تونم خودمو قانع کنم از این بیشتر بخونم مدام سرم از من میپرسد چه فرقی به حال خدا دارد که من شاگرد اول شوم یا 10 یا 26چه فرقی میکند.
به نظر من اگر کسی برای خدا درس بخواند براش معدل سال های دبیرستان مهم نیست چرا؟
چون تو میتوانی به جای اشغال وقتت برای درس خواندن به کار های مفید دیگری بپردازی که هم برای خدا و هم خلقش مفید تر است تا گرفتن معدل 20بله اگر این درس خواندن در گرو خدمت به خدا باشد باید بدجور تلاش کرد مثلا درس خواندن در سال 4 چون اگر کم کاری شودبه شغلی که میخواهی با آن خدمتی صادقانه کنی نمی رسی
بگذریم
تابستان چرا کم پست میذاری آخه بعد به ما میگن عجیب...
متشکر که با اسم خودت نظر گذاشتی هر سری ما باید یه تیم تشخیص هویت تشکیل میدادیم تا بفهمیم این طرف کیست در اخر هم باید به 3 یا 4 تا وب میرفتیمو نظر میذاشتیم...
من سر میزنم شاید نظر نذارم ولی میام هر از گاهی
تابستان هم خوبه ها

التماس دعا
ع نقطه ف
سلام؛
این متن ربطی به نمره نداشتا!
بیشتر مربوط به همون مثنوی گناه میشه!
تا بعد........
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر