تبلیغات
من و زندگی - بهانه

بهانه

جمعه 22 خرداد 1394 08:27 قبل از ظهرنویسنده : ع نقطه ف

 
سلام؛
نمی دانم بهانه است یا نه،
اما نوشتن برایم بس سنگین شده.
ازبس با دو دو تای دنیا کار داشتم، دستم زیر کار حرف دل نمی رود  ...
هر چند گفتم که،
شاید بهانه است.
شاید چشمه مرده.
شاید دلم جز دو دو تا حرف دیگری ندارد.
شاید دلم خشک شده...

هههفففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففف
{صدای بازدم عمیقی که با لبان کمی بسته می کنید!
امروز اولین روز رسیدن به ساحل است!!!
خداقوت به کنکور 95ی ها!! ؛)}

 
جمعه 22 خرداد 1394 05:37 بعد از ظهر
شوخی:
گفتی: "نمی‌دانم بهانه است یا نه، اما نوشتن برایم سنگین شده". می‌دونی چرا؟ چون یه ساله که داری تست کار می‌کنی، از فضای تشریحی اومدی بیرون!

جدی:
گاهی اوقات "مظهر" چشمه، یعنی جایی که چشمه می‌جوشه، تغییر می‌کنه ولی مردم خیال می‌کنن چشمه خشکیده. باید گشت مظهر جدید چشمه رو پیدا کرد. چشمه دل به این زودی و به این راحتی خشک نمی‌شه.
خیلی وقتا اتفاقایی می‌افته که دنیای آدما بزرگ‌تر می‌شه ...

شوخی جدی:
مُردیم از بس که تو این یه سال هی اومدیم بازدید وبلاگت رو زیاد کردیم. مطلب بذار. منتظریما ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر